تبلیغات
♚قصر مجازی♚
خداوندا تو میدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است




تاریخ : پنجشنبه 8 مهر 1395 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
دلبرا . . .
چون می روی
دل می رود ؛ جان می رود
گر نیایی . . .
بی گمان
از عشق ایمان می رود
"مریم قهرمانلو"


تاریخ : جمعه 21 تیر 1398 | 05:47 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
تا زمانی که رسیدن به تو امکان دارد
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد
زندگی درد قشنگیست به جز شبهایش !!
که بدون تو فقط خواب پریشان دارد
یک نفر نیست تو را قسمت من گرداند؟
کار خیر است اگر این شهر مسلمان دارد!
خواب بد دیده ام ای کاش خدا خیر کند
خواب دیدم که تو رفتی،بدنم جان دارد!
شیخ و من هر دو طلبکار بهشتیم،ولی . . .
من به تو، او به نماز خودش ایمان دارد
اینکه یک روز مهندس برود در پی شعر
سر و سریست که با موی پریشان دارد
"من از آن روز که در بند توام" فهمیدم
زندگی درد قشنگیست که جریان دارد


تاریخ : دوشنبه 9 اردیبهشت 1398 | 11:01 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
گــر ز حالِ دل خبر داری ، بگو
ور نشانی مختصر داری ، بگو

مرگ را دانم ، ولی تا کویِ دوست
راه اگـر نزدیکــتر داری ، بگو

"مولانـــا"


تاریخ : جمعه 9 فروردین 1398 | 11:45 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
رقص باید که عجین با دف و سرنا بشود
باده خوب است به اندازه مهیا بشود

داده ام دخترکان سیب بریزند به حوض
گفته ام تا همه جا هلهله برپا بشود

شاعران با غزل نیمه تمام آمده اند
دامنت را بتکان قافیه پیدا بشود

روسری سر کن و نگذار میان من و باد
سر آشفتگی موی تو دعوا بشود

هیچکس راهی میخانه نخواهد شد اگر
راز سکر آور چشمان تو افشا بشود

بلخ تا قونیه از چلچله پر خواهد شد
قدر یک ثانیه آغوشت اگر وا بشود

حیف ! یک کوه مذابی و کماکان باید
عشوه هایت فقط از دور تماشا بشود


تاریخ : شنبه 25 اسفند 1397 | 09:18 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
حد اعـلای ادب را
من رعایت کرده ام

        تا نشسـتی در دلـم ...

                          از خویشتن برخاستم

"سعدی"


تاریخ : جمعه 12 بهمن 1397 | 07:42 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
شیشه ها شکستنی است...
زندگی گذشتنی است...
این فقط محبت است
که همیشه ماندنی است...


تاریخ : پنجشنبه 4 بهمن 1397 | 09:57 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
خوارزم بعد از حمله ی چنگیز خان حتی
اندازه ی من بعد دیدار تو ویران نیست







تاریخ : سه شنبه 18 دی 1397 | 01:41 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

بدون مشورت با من ، خودش تصمیم می گیرد

نمی دانم که قلبم از کجا تعلیم می گیرد

من از روز تولد تا کنون از بس که دلتنگم

همیشه روز میلادم دل تقویم می گیرد

چرا حس می کنم در جای دوری که نمی دانم

یکی هرشب برایم مجلس ترحیم میگیرد

مرا اینقدر در محدودیت مگذار ، می میرم

که قلب کشوری در موقع تحریم می گیرد

نگو در یک زمان خاص باید منتظر باشم

دل ساعت اگر زنگش شود تنظیم می گیرد

به ارامی مرا توجیه کن گر ساده دل هستم

که قلب ساده گاه از شدت تفهیم می گیرد

همه در موقع تصمیم گیری در پی عقل اند !

برای من ولی تنها دلم تصمیم می گیرد

"اصغر عظیمی مهر"




تاریخ : شنبه 15 دی 1397 | 08:31 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
چشمان تو هرچند پر از تصنیف است
شعری است که غیر قابل توصیف است
هر شاعر بینوا که از چشم تو گفت
خودکار و مداد و دفترش توقیف است




تاریخ : جمعه 14 دی 1397 | 02:37 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
گفتند: نگذر از غرورت، کار خوبی نیست
باید خودت فهمیده باشی یار خوبی نیست

گفتند: هرگز لشگرت را دست او نسپار
این خائنِ بالفطره پرچم دار خوبی نیست !

سیگار و تو ، هردو برای من ضرر دارید . . .
تو بدتری ، هرچند این معیار خوبی نیست !

ترک تو و درک جماعت کار دشواری ست
تکرار تنهایی ولی تکرار خوبی نیست

آزادی از تو ، انحصار واقعی از من
بازیِّ شیرینی ست ، استعمار خوبی نیست

از هر سه مردِ بینِ بیست و پنج تا سی سال
هر سه اسیر چشم تو ...؛ آمار خوبی نیست !

دیوار ما از خشتِ اوّل کج نبود، امّا
این عشق پیر لعنتی معمار خوبی نیست

دیوارِ من ، دیوارِ تو ، دیوارِ ما ؛ افسوس . . .
دیوارِ حاشا خوبِ من، دیوار خوبی نیست

آرام بالا رفتی و از چشمم افتادی
من باختم؛ هرچند این اقرار خوبی نیست...

امید صباغ نو


تاریخ : دوشنبه 3 دی 1397 | 12:21 ق.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

آشوب همان حس غریبی است که دارم

وقتی که به لب های تو لبخند نباشد

"رویا باقری"





برگی شده
افتاده ام از شاخ به کویی
چون باد مرا می بری ، امّا به چه سویی

تاریخ : جمعه 16 آذر 1397 | 01:04 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

پاییز هزار رنگ دفتر شده است

باران زده و خاطره ها تر شده است

با طعم انار و یک سبد خرمالو

برخیز که باغ غرق آذر شده است



تاریخ : چهارشنبه 30 آبان 1397 | 08:38 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
ای که گفتی بیقراری های من بازیگری است
بیقرارم کرده ای اما دلت با دیگری است
گاه دلسوز است و گاهی سخت می سوزاندم
عشق ؛ گاهی مادر است و گاه هم نامادری است
بر سرت جنگ است و من با دست خالی امدم
امتیازی هم اگر دارم همین بی لشکری است
ای که گفتی عشق بازی نیست؛ راحت باختی . . .
فصل پاییز میرسد حال وقت داوری است
رفتی و من با امید بازگشتت مانده ام
مثل شاعرهای دیگر باورم ..ناباوری..است


تاریخ : یکشنبه 20 آبان 1397 | 12:32 ق.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

در سرم دختر پیرس عصبی می رقصد

شهر بر روی سر من عربی می رقصد

این جهان با همه ی دغدغه هایش دارد

روی یک جمجمه ی یک وجبی می رقصد

سال ها رفته و از برق نگاه تو هنوز

مرد دیوانه به سازی حلبی می رقصد

ماه افتاده بر آب و منم افتاده در آب

اشک میریزم و او نصفه شبی می رقصد

کاش آغوش مرا عشق تو معنا می داد

بوسه یعنی که لبی روی لبی می رقصد

از سبا گیسوی بلقیس به همراهی باد

بر سر تخت سلیمان نبی می رقصد


سید محمد علی رضازاده



تاریخ : یکشنبه 6 آبان 1397 | 07:58 ق.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

پاییز شد

که خاطره ها

دوره ام کنند . . .

فصل خزان

محاکمه ی دوره گردهاست



تاریخ : جمعه 27 مهر 1397 | 07:21 ق.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

بهتر که یک گره از کار خلق وا کنند

کاری بکن که گوشه نشینان چو بگذری

آهسته بر سلامت جانت دعا کنند



تاریخ : پنجشنبه 12 مهر 1397 | 04:31 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

ما را به سخت جانی خود این گمان نبود

شب های هجر را گذراندیم و زنده ایم



تاریخ : چهارشنبه 21 شهریور 1397 | 07:10 ق.ظ | نویسنده : کیان | نظرات

شروعِ هیچ نبردی به خاطرِ من نیست

شدم ‌شبیه به شاهی که فکرِ میهن نیست

غرورِ زخمیِ یک شاعرانه ی تلخم

دلم‌ به خوش شدنِ شاهنامه روشن نیست

سرم به سنگ نخورده ولی دلم... افسوس

کسی به فکرِ دلِ زخم‌ خورده ی من نیست

شبیهِ کوه ام‌ و آتشفشانِ سینه ی من

اگر زبانه بگیرد مجالِ بهمن نیست

سکوتِ آیِنه ها از شکست ، تلخ تر است

سکوتِ مرد ، کم از گریه کردنِ زن نیست

من و تو عاقبتِ برگ هایِ پاییزیم

که سرنوشتِ غم انگیزمان شِکفتن نیست

به آن دلی که به دستت سپرده ام سوگند

که دلسپرده دگر اهلِ دل سپردن نیست

گذشتم‌ از غزلِ چشم‌ هایِ تو امّا

همیشه یوسفِ این قصّه پاکدامن نیست



تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1396 | 04:46 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات


دلم برای یک نفر تنگ است . . .
نه می دانم نامش چیست ؛
و نه می دانم چه می کند !
حتی خبری از رنگ چشم هایش هم ندارم . . .
رنگ موهایش را هم نمیدانم ؛
لبخندش را هم  ؛ تا به حال لبخندش را ندیده ام !
فقط می دانم که باید باشد و نیست . . .



تاریخ : شنبه 27 خرداد 1396 | 06:46 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
تو از عبور جاده ها مرا بهانه کن فقط
به رنگ عاشقانه ها مرا ترانه کن فقط
من از عبور جاده ها نشانی از تو خوانده ام
تو هم بیا و با دلت مرا نشانه کن فقط
به روی بام خانه ام بساز آشیانه ای
بیا کنار من بمان ؛ بیا و لانه کن فقط
منم که پر ز غصه ام اسیر دست یادها
بیا و قلب خسته را پر از ترانه کن فقط




تاریخ : پنجشنبه 28 اردیبهشت 1396 | 08:45 ب.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.

تعداد کل صفحات : 7 :: 1 2 3 4 5 6 7