به نام خداوندی که پا به پای تنهایی های دوره گردان و شبگردان می رود و هیچ کس را تنها نمی گذارد
سلام
سلام به همه ی دوستان خوبم
و صد البته دوستانی که دیگر جز نامی در دل و چراغی در قلب و یادی در دعا چیزی دیگر از آنها باقی نمانده . . .
وقتی اینجا سرسبز و چراغان بود و پر رونق ، رفت و آمدی بود و دوستانم جویای احوالم می شدند اما حالا خودم مانده ام و خدا
تنها در کنار آتشی در "واحه"ام می نشینم چشم انتظار کسی که بیاید
بعد از ساعتی مرور پست های قصر مخروب و مطرود ، چرخیدن در صفحات مجازی شاعر ها و دست و پا زدن در خزانه ی شعر و ادبی که همیشه داشته ام ، به این نتیجه رسیدم که هیچ چیز مثل دستنوشته ای حال دل را بیان نمی کند
گرچه حال دلم این روزها گفتن هم ندارد !! زندگی درجریان است، روزهای خدمت سربازی را طی می کنم و چاره ای جز این نیست
شکر خدا حالم خوب است و مریضی ندارم و این خود از بزرگترین نعمت هاست
شب ها سر پست نگهبانی یاد و خاطره ی عزیزانم را مرور میکنم تا ساعت های نگهبانی طی شود ؛ و خدا میداند اگر گرمای محبت و یاد عزیزانم نبود چه بر سر من می آمد . . .
تک به تک خاطراتم را مرور می کم و گاهی شعر های حک شده بر دیوارهای خرابه را با خود زمزمه میکنم
و صد البته با خدا خلوت می کنم و به جان و جمال و جلال و جبروت دوستانم دعا می کنم
امیدوارم همه ی کسانی که به این واحه می آیند -اگر هر چند صد سال یکبار کسی بیاید- همه و همه خوب باشید و دلخوش و سلامت
یاعلی



تاریخ : پنجشنبه 13 آبان 1395 | 12:21 ق.ظ | نویسنده : کیان | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.