تبلیغات
واحه ای در کویر

واحه ای در کویر
♛ جمشید جز حکایت جام از جهان نبرد ♛
نویسندگان
لینک دوستان
در اوج یقین اگرچه تردیدی هست
در هر قفسی کلید امیدی هست
چشمک زدن ستاره در شب یعنی
توی چمدان ماه خورشیدی هست
"جلیل صفر بیگی"

این شعر را روزگاری نه چندان دور ملکه ی گرامی تر از جانم برایم فرستاده بود
افسوس که حالا جز خاطره ی شیرین و حسرت تلخ فراغ و دلتنگی اش چیزی در این قصر متروک نانده و با رفتنش قصر ویران شده
دعاگوی آن ماه پاره ی پاک تر از اشک چشم هستم و هر لحظه به یادش هستم
راضی ام به امر و رضای یگانه خداوند دادار کردگار
مصلحت و خواست خدا را بر خواست دلم برتر میدانم ؛ خودم را آماده ی میکنم تا این چرخ بازیگر هرچه خواست بر سرم ببارد
نازنین ملکه ی پاک سیرت و بزرگ منش و بهتر از فرشته ها را به دست خدا میسپارم و هر صبح و شام خوشبختی و شادی و سلامتی اش را از یگانه قادر توانا میخواهم
جز سرافکندگی از ناتوانی ام و شرمندگی و خاکساری و روسیاهی برای ملکه ندارم ؛ دنیا دنیا شرمنده ام که نتوانستم آن گوهر درخشان را به قصر آرزوها بیاورم
باشد که خدا هم آن عزیز و هم من را به خیر عاقبت و سعادت و سلامتی دنیا و آخرت خوشحال کند
شکر خدا میکنم و به خواست او راضی ام
باقی بقایتان
و من الله توفیق . . .




[ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396 ] [ 08:44 ب.ظ ] [ کیان ]
درباره وبلاگ

وقتی اینجا در ندارد درباره هم ندارد
فقط می خواهم بگویم : اینجا . . .
این قصر مجازی من
خلوتگاهی است برای دلنوشته هایم
جایی است برای نوشتن شعر های زیبا و دلنوشته های صادقانه
همین
قصر زیبا و قشنگ عشق را
ساختم با دست خالی خشت خشت
↶اینجا قصر آباد و زیبایی بود ، اما دست تقدیر قصر را بر سرم خراب کرد و حالا من تنها بر ویرانه های قصر نشسته ام و نغمه سرایی میکنم↷
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب
کد حرفه ای قفل کردن کامل راست کلیک

Starry Cursor